شو

حرفهای عاشقانه

اصلا کجا نوشته اند

۶,۳۳۵ بازديد

اصلا کجا نوشته اند

که بوسه شیرین است ؟

نه ، بوسه شور است !

نمک دارد

آدم را نمک گیر میکند ...


خاطره...

۶,۴۹۲ بازديد
خاطره
یک پیراهن خالیست
که اندازه‌ی هیچ‌کس نمی‌شود !
باید آویزانش کرد در باد
و با رقصش پیر شد…


باور نکردم که از من روزی جدا شوی

۶,۳۲۲ بازديد

باورنکردم که ازمن روزی جدا شوی
اینگونه عهد بشکنی و بیوفا شوی

باورنکردم آن خاطرات فراموش کنی
ایامی برسرمن تو سنگ جفا شوی

نه، آن سنگ لعل ازکینه خوردسرم
بلکه اهرمن فریفته بی آشنا شوی


ترسم که تو هم یار...

۶,۴۶۳ بازديد
ترسم که تو هم یار وفادار نباشی
عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی
من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم
تو از دل من هیچ خبردار نباشی


هوا سرد است

۶,۳۳۴ بازديد
هوا سرد است
من از عشق لبریزم
چنان گرمم
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است
هوا سرد است اما من
به شور و شوق دلگرمم
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟
تو را هر شب درون خواب می‌بینم…
تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم
و وقتی از میان کوچه می‌آیی
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم
به خود آرام می‌گویم:
دوباره خواب می‌بینم!
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد
بیا…
من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم


نمی شود که بهار از تو سبزتر باشد..

۶,۴۲۳ بازديد
نمی‌شود که بهار از تو سبزتر باشد
گل از تو گلگون‌تر
امید از تو شیرین‌تر
نمی‌شود پاییز
فضای نمناک جنگلی‌اش
برگ‌های خسته‌ی زردش
غمگین‌تر از نگاه تو باشد
نمی‌شود که تو باشی،
من عاشق تو نباشم


بعضی چیزها را...

۶,۳۹۰ بازديد
بعضی چیزها را
نمی‌شود گفت
مثل
چه قدر دوستت دارم ها را


حکایت باران بی امان است

۶,۴۲۸ بازديد
حکایت باران بی‌امان است
این گونه که من
دوستت می‌دارم
شوریده‌وار و پریشان باریدن
بر خزه‌ها و خیزاب‌ها
به بی‌راهه و راه‌ها تاختن
بی‌تاب، بی‌قرار
دریایی جُستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن
حکایت بارانی بی‌قرار است
این گونه که من دوستت می‌دارم


امشب...

۶,۳۶۵ بازديد
امشب،
به خوابم بیا
قول میدهم
صبح که بیدار می شوی
آسمان به زمین نیامده باشد. . .


کمی نخند..

۶,۵۸۶ بازديد

کمى نخند
کمى دور شو
کمى بد باش

که هر چه مى کشم از دست مهربانى توست