غم

حرفهای عاشقانه

ترسم که تو هم یار...

۶,۴۶۳ بازديد
ترسم که تو هم یار وفادار نباشی
عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی
من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم
تو از دل من هیچ خبردار نباشی


دعوت من بر تو آن شد..

۶,۳۵۵ بازديد

دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد
بر یکی سنگین دل نامهربان چون خویشتن

تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی
چون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من


نمی شود که بهار از تو سبزتر باشد..

۶,۴۲۳ بازديد
نمی‌شود که بهار از تو سبزتر باشد
گل از تو گلگون‌تر
امید از تو شیرین‌تر
نمی‌شود پاییز
فضای نمناک جنگلی‌اش
برگ‌های خسته‌ی زردش
غمگین‌تر از نگاه تو باشد
نمی‌شود که تو باشی،
من عاشق تو نباشم


در نگاهت..

۶,۴۳۹ بازديد

در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند

مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

من به آن محتاجم !

توی کافه...

۶,۳۶۷ بازديد
توی کافه...
اشک من...
شوق رقیبم   
بُهت تو
غم نخور من می روم بیرون...تو چایت را بنوش!


دیرگاهیست که تنها شده ام

۶,۴۴۶ بازديد

دیرگاهیست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام

دگر آئینه ز من با خبر است / که اسیر شب یلدا شده ام

من که بی تاب شقایق بودم / همدم سردی یخ ها شده ام

کاش چشمان مرا خاک کنید / تا نبینم که چه تنها شده ام . . .


در خیالات خودم...

۶,۴۱۱ بازديد
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست
می نشینی روبرویم، خستگی در می کنی
چای می ریزم برایت، توی فنجانی که نیست
باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است
باز می خندم که خیلی، گرچه می دانی که نیست
شعر می خوانم برایت، واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم ، توی گلدانی که نیست
چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری ، بین دستانی که نیست
وقت رفتن می شود، با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم، در ایوانی که نیست
می روی و خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم، با یاد مهمانی که نیست


ترسم که تو هم یار وفدار نباشی...

۶,۵۲۱ بازديد

ترسم که تو هم یار وفادار نباشی

عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی

من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم

تو از دل من هیچ خبردار نباشی


با هر که به غیر...

۶,۶۶۸ بازديد

با هر که به غیر از غم‌تو‌فاصله دارم
با من بنشین با تو‌دلی یک دله دارم

 

سر می‌رود از دست همه ی حوصله ی من
یعنی که برای تو فقط حوصله دارم


گفته بودم...

۶,۶۸۴ بازديد

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی