گل از تو گلگونتر
امید از تو شیرینتر
نمیشود پاییز
فضای نمناک جنگلیاش
برگهای خستهی زردش
غمگینتر از نگاه تو باشد
نمیشود که تو باشی،
من عاشق تو نباشم





من تماشاگر چشم نمناک فلک
مردم در حال عبور را مینگرم
برخی خیس از شوق
برخی خیس از فقر
برخی رفته به جنگ لشکر قطره های باران با ********ر.
برخی گرم سخن
رفته در بستر لبخند به عیش..
برخی یخ زده از گرمی فکر...
برخی شعله ور از سردی اه...
می بینم همچنان
رفت و امد به حرف انسان ها
همچو روزهای عمر
و من
با نهانی پر ز درد
با گلویی پر ز اه
عزم یک عادت دیرین دارم...

تکـه یخی که عـاشـق ابــر ِ عـذاب می شود
سر قـرار عـاشـقی همیـشـه آب می شود
به چشم فرش زیـر پـا سقف که مبتلا شود
روز وصـالشان کسی خانه خـراب می شود
کـنـار قـله های غـم نخوان برای سـنـگ ها
کوه که بغض می کند سنگ،مذاب می شود
بـاغ پر از گُلی که شب نظر به آسـمـان کند
صبح به دیگ می رود ؛ غنچه گلاب می شود
...
چه کـرده ای تـو بـا دلم که از تو پیش دیگران
گلایه هم که می کنم شعر حساب می شود

برخیز که می رود زمستان
بگشای در سرای بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه
منقل بگذار در شبستان
وین پرده بگوی تا به یک بار
زحمت ببرد زپیش ایوان
آواز دهل نهان نماند
در زیر گلیم عشق پنهان
بر خیز که باد صبح نوروز
در باغچه می کند گل افشان
خاموشی بلبلان مشتاق
در موسم گل ندارد امکان


آغوش تو ای مادر من بستر ناز است
لالایی شب هات مرا گلشن ساز است
رخسار و وجود تو مرا پیکر مهر است
هم قبله و هم کعبه و هم عشق و نیاز است . . .
مادر روزت مبارک

عشق یعنی آن نخستین حرفها
عشق یعنی در میان برفها
عشق یعنی یاد آن روز نخست
عشق یعنی هر چه در آن یاد توست
به شقایق سوگند که تو بر خواهی گشت ،
من به این معجزه ایمان دارم ،
منتظر باید بود تا زمستان برود ،
غنچه ها گل بکنند
