بت

حرفهای عاشقانه

این سنگ خدایان که تبر می شکنند

۶,۳۱۱ بازديد
این سنگ خدایان که تبر می شکنند
روزی که بیایی از کمر می شکنند
بردار تبر را و بزن ابراهیم!
بت های بزرگ زودتر می شکنند


شباهت تو و من...

۶,۲۷۱ بازديد

شباهت تو و من هر چه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل، تنهایی‌ست

دیرگاهیست که تنها شده ام

۶,۴۴۵ بازديد

دیرگاهیست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام

دگر آئینه ز من با خبر است / که اسیر شب یلدا شده ام

من که بی تاب شقایق بودم / همدم سردی یخ ها شده ام

کاش چشمان مرا خاک کنید / تا نبینم که چه تنها شده ام . . .


راه که می روی ...

۶,۶۸۰ بازديد
راه که میروی ، عقب می مانم
نه برای اینکه نخواهم با تو همقدم باشم
میخواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم
میخواهم ردپایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد . . .
تو فقط برای منی !


احساست را نفس میکشم

۶,۷۱۴ بازديد

❤️ احساست را نفس میڪشم
نگاهت رامیخوانم
قلبت رامینوازم

صدایت رامیبوسم
سڪوتت رامیشنوم

ازعاشقانـہ هایت براے خودم لباس میدوزم
دیوانـہ نیستم
فقط یڪ جورخاص ڪـہ ڪسے بلدنیست
“عاشقت هستم”❤️❤️❤️

دگر از درد تنهایی...

۶,۷۴۷ بازديد

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید
دگر تلخ است کامم، شربت دیدار می‌باید

ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح
نصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید

مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی
که می‌گفتم: علاج این دل بیمار می‌باید

بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش را
نمی‌بایست زنجیری، ولی این بار می‌باید


عمر ما عاقبت....

۶,۷۰۵ بازديد

عمر ما عاقبت ای دوست بسر خواهد رسید

باد پاییز ندانی بی خبر خواهد رسید

گل نباشیم اگر گلشن چو خارستان کنیم

بعد ما خار فراوان به ثمر خواهد رسید


کوی محبت..

۶,۹۵۴ بازديد
در کوی محبت به وفایی نرسیدیم

 

رفتیم ازین راه و به جایی نرسیدیم

هر چند که در اوج طلب هستی ما سوخت

چون شعله به معراج فنایی نرسیدیم

 

با آن همه

آشفتگی و حسرت پرواز

چون گرد پریشان به هوایی نرسیدیم

گشتیم تهی از خود و در سیر مقامات

چون نای درین ره به نوایی نرسیدیم

 

بی مهری او بود که چون غنچه ی پاییز

هرگز به دم عقده گشایی نرسیدیم

ای خضر جنون ! رهبر ما شو که در این راه

رفتیم و سرانجام

به جایی نرسیدیم