بسته

حرفهای عاشقانه

حکایت باران بی امان است

۶,۴۳۲ بازديد
حکایت باران بی‌امان است
این گونه که من
دوستت می‌دارم
شوریده‌وار و پریشان باریدن
بر خزه‌ها و خیزاب‌ها
به بی‌راهه و راه‌ها تاختن
بی‌تاب، بی‌قرار
دریایی جُستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن
حکایت بارانی بی‌قرار است
این گونه که من دوستت می‌دارم


چنان دل بسته ام کردی..

۶,۶۴۱ بازديد

چنان دل بسته ام کردی
که با چشم خودم دیدم

خودم میرفتم اما
سایه ام با من نمی آمد

به تو وابسته ام

۷,۲۵۹ بازديد

به تو وابسته ام ، مانند سربازی به سربندش

تو معروفی به دل بردن ، مونالیزا به لبخندش

چه حالی داشتم با رفتنت ، سربسته می گویم

شبیه حال مردی ، لحظه ی اعدام فرزندش . . .