جمعه ۲۰ دی ۹۸ | ۱۳:۴۴ ۶,۳۰۹ بازديد
تا در دل من عشق تو اندوخته شد
جز عشق تو هر چه داشتم سوخته شد
عقل و سبق و کتاب بر طاق نهاد
شعر و غزل دوبیتی آموخته شد
تا در دل من عشق تو اندوخته شد
جز عشق تو هر چه داشتم سوخته شد
عقل و سبق و کتاب بر طاق نهاد
شعر و غزل دوبیتی آموخته شد
دستم را که بی هوا میگیری
دلم را هوایی میکنی …
با تو پرواز ، پر نمیخواهد !!



بی حوصلگی،دلیل بی صبری بود
بالای سرم هوا فقط ابری بود
جوری که دلم خواست،نچرخید این چرخ
حتی خود اختیار من جبری بود


باورنکردم که ازمن روزی جدا شوی
اینگونه عهد بشکنی و بیوفا شوی
باورنکردم آن خاطرات فراموش کنی
ایامی برسرمن تو سنگ جفا شوی
نه، آن سنگ لعل ازکینه خوردسرم
بلکه اهرمن فریفته بی آشنا شوی


زندگی
سفر عشق است
ارزش ما در این سفر
به اندازه رنجی ست که می کشیم
سلام ای همسفر!
سفر زندگی در مسیر افسون مهری ست
که بر دل می نشیند
من و تو
در کوچه های پیچ در پیچ سرنوشت
با بیم و امید رویاناک
در اندیشه …
