گفت

حرفهای عاشقانه

وصال در عشق بس چه دارد

۶,۷۹۶ بازديد

وصال در عشق بس چه دارد حیرانی

من نگویم رسیدم به وصال

اما دیده ام ناله ی عاشقی در تنهایی

گریان سخن می گفت

می کرد حق حق و بی تابی

ای کاش می شد اینگونه عاشق شد


گفته بودی جای او می آید...

۶,۷۵۶ بازديد

گفته بودی جای او می آید و آرام باش
جاى او شاید،ولیکن مثل او محبوب نیست

دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت


در سکوت دادگاه سرنوشت

۷,۳۳۱ بازديد
درسکوت دادگاه سرنوشت
عشق برما حکم سنگینی نوشت
گفته شد دل داده ها از هم جدا
وای بر این حکم و این قانون زشت


امتحان کردم ببینم سنگ...

۶,۷۳۸ بازديد
امتحان کردم ببینم سنگ می فهمد تورا
از تو گفتم با دلم ، کوتاه آمد؛ گریه کرد
.
گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
چون سخت بود، در دلِ سنگش اثر نکرد!


سفر کرده...

۶,۹۰۱ بازديد

سفر کرده

کجا رفتی ؟

چراتنها ؟

چرا بی من ؟

نگفتی سخته دلتنگی ؟

نگفتی زوده این رفتن ؟

به دنبال چه پایانی ؟

خلاف جاده ایستادی ؟

” چرا تا عادتت کردم به فکر رفتن افتادی “

چرا باید به تنهایی دوباره بی تو برگردم؟

کجای قصه بد بودم ؟

کجای قصه بد کردم ؟


بعضی چیزها را...

۶,۸۲۶ بازديد
بعضی چیزها را
نمی‌شود گفت
مثل
چه قدر دوستت دارم ها را


گفته بودم...

۷,۱۲۰ بازديد

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی


کاش...

۷,۲۷۹ بازديد
کاش
میگفتی چیست
آنچه از چشم تو
تا عمق وجودم جاریست …