سه شنبه ۰۸ مرداد ۹۸ | ۱۳:۵۱ ۶,۳۲۶ بازديد
باورنکردم که ازمن روزی جدا شوی
اینگونه عهد بشکنی و بیوفا شوی
باورنکردم آن خاطرات فراموش کنی
ایامی برسرمن تو سنگ جفا شوی
نه، آن سنگ لعل ازکینه خوردسرم
بلکه اهرمن فریفته بی آشنا شوی

باورنکردم که ازمن روزی جدا شوی
اینگونه عهد بشکنی و بیوفا شوی
باورنکردم آن خاطرات فراموش کنی
ایامی برسرمن تو سنگ جفا شوی
نه، آن سنگ لعل ازکینه خوردسرم
بلکه اهرمن فریفته بی آشنا شوی



دلتنگ که میشوی
گوش ها منتظر شنیدن صدا هستند
و چشم ها بی قرار دیدن لبخند
و تو مشوش در پی یافتن خلوتگاهی
حتی شده بر روی جدول های کنار خیابان
و حالا خروش سوال های بی مصرف و
خفقان تو
انگار با خود زمزمه می کنی
چرا دلتنگی دست از سرم بر نمی دارد
