رد

حرفهای عاشقانه

این سنگ خدایان که تبر می شکنند

۶,۳۱۲ بازديد
این سنگ خدایان که تبر می شکنند
روزی که بیایی از کمر می شکنند
بردار تبر را و بزن ابراهیم!
بت های بزرگ زودتر می شکنند


من دخترم

۶,۴۷۲ بازديد

من دخترم

نگاه به صدا و بدن ظریفم نکن …

اگر بخواهم تمام هویت مردانه ات را به آتش خواهم کشید


وصال در عشق بس چه دارد

۶,۳۶۱ بازديد

وصال در عشق بس چه دارد حیرانی

من نگویم رسیدم به وصال

اما دیده ام ناله ی عاشقی در تنهایی

گریان سخن می گفت

می کرد حق حق و بی تابی

ای کاش می شد اینگونه عاشق شد


کاش میشد..

۶,۳۲۵ بازديد

کاش میشد به جای فصل امتحانات
فصل آغوش یار را هم داشتیم…
آنوقت خرداد
شهریور
دی
همه را مردود میشدم

و تا ابد حبس در آغوشت میشدم…


باور نکردم که از من روزی جدا شوی

۶,۳۲۲ بازديد

باورنکردم که ازمن روزی جدا شوی
اینگونه عهد بشکنی و بیوفا شوی

باورنکردم آن خاطرات فراموش کنی
ایامی برسرمن تو سنگ جفا شوی

نه، آن سنگ لعل ازکینه خوردسرم
بلکه اهرمن فریفته بی آشنا شوی


ترسم که تو هم یار...

۶,۴۶۳ بازديد
ترسم که تو هم یار وفادار نباشی
عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی
من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم
تو از دل من هیچ خبردار نباشی


من و تو

۶,۳۴۴ بازديد
من و تو و دو چشم سیاه
تو از کهکشان دل من رد شدی
من افتاده ام در سیاه چاله ها


دعوت من بر تو آن شد..

۶,۳۵۵ بازديد

دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد
بر یکی سنگین دل نامهربان چون خویشتن

تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی
چون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من


امتحان کردم ببینم سنگ...

۶,۳۰۳ بازديد
امتحان کردم ببینم سنگ می فهمد تورا
از تو گفتم با دلم ، کوتاه آمد؛ گریه کرد
.
گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم
چون سخت بود، در دلِ سنگش اثر نکرد!


هوا سرد است

۶,۳۳۴ بازديد
هوا سرد است
من از عشق لبریزم
چنان گرمم
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است
هوا سرد است اما من
به شور و شوق دلگرمم
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟
تو را هر شب درون خواب می‌بینم…
تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم
و وقتی از میان کوچه می‌آیی
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم
به خود آرام می‌گویم:
دوباره خواب می‌بینم!
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد
بیا…
من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم