بر

حرفهای عاشقانه

این سنگ خدایان که تبر می شکنند

۶,۷۴۷ بازديد
این سنگ خدایان که تبر می شکنند
روزی که بیایی از کمر می شکنند
بردار تبر را و بزن ابراهیم!
بت های بزرگ زودتر می شکنند


دوست داشتن ریاضی نیست

۶,۹۱۱ بازديد

دوست داشتن ریاضی نیست

تابع دلیل و برهان نیست

تنها دلی میخواهد برای باختن

جانی برای فداکردن

و نگاهی که دل را هر بار بلرزاند

تو دوست داشتنی ترین

نسخه ای هستی که میشود پیچید

به دست و پای زندگی من

که هی قد بکشی تو لحظه هایم

و حالم را خوب تر کنی

برق چشمان تو..

۶,۹۶۰ بازديد
برقِ چشمانِ تو
کورم کرد
که جز خودت…❤️
هیچکس را نبینم !


زندگی رسم...

۶,۷۳۳ بازديد

زندگی رسم خوشایندی است

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

پرشی دارد اندازه عشق

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یادمن و تو برود


بی حوصلگی دلیل بی صبری بود...

۷,۰۵۶ بازديد

بی حوصلگی،دلیل بی صبری بود
بالای سرم هوا فقط ابری بود

جوری که دلم خواست،نچرخید این چرخ
حتی خود اختیار من جبری بود


ترسم که تو هم یار...

۶,۹۰۰ بازديد
ترسم که تو هم یار وفادار نباشی
عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی
من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم
تو از دل من هیچ خبردار نباشی


دعوت من بر تو آن شد..

۶,۷۸۸ بازديد

دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد
بر یکی سنگین دل نامهربان چون خویشتن

تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی
چون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من


هوا سرد است

۶,۷۶۹ بازديد
هوا سرد است
من از عشق لبریزم
چنان گرمم
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است
هوا سرد است اما من
به شور و شوق دلگرمم
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟
تو را هر شب درون خواب می‌بینم…
تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم
و وقتی از میان کوچه می‌آیی
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم
به خود آرام می‌گویم:
دوباره خواب می‌بینم!
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد
بیا…
من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم


نمی شود که بهار از تو سبزتر باشد..

۶,۸۵۹ بازديد
نمی‌شود که بهار از تو سبزتر باشد
گل از تو گلگون‌تر
امید از تو شیرین‌تر
نمی‌شود پاییز
فضای نمناک جنگلی‌اش
برگ‌های خسته‌ی زردش
غمگین‌تر از نگاه تو باشد
نمی‌شود که تو باشی،
من عاشق تو نباشم


سفر کرده...

۶,۹۰۱ بازديد

سفر کرده

کجا رفتی ؟

چراتنها ؟

چرا بی من ؟

نگفتی سخته دلتنگی ؟

نگفتی زوده این رفتن ؟

به دنبال چه پایانی ؟

خلاف جاده ایستادی ؟

” چرا تا عادتت کردم به فکر رفتن افتادی “

چرا باید به تنهایی دوباره بی تو برگردم؟

کجای قصه بد بودم ؟

کجای قصه بد کردم ؟