دوست داشتن ریاضی نیست
تابع دلیل و برهان نیست
تنها دلی میخواهد برای باختن
جانی برای فداکردن
و نگاهی که دل را هر بار بلرزاند
تو دوست داشتنی ترین
نسخه ای هستی که میشود پیچید
به دست و پای زندگی من
که هی قد بکشی تو لحظه هایم
و حالم را خوب تر کنی

دوست داشتن ریاضی نیست
تابع دلیل و برهان نیست
تنها دلی میخواهد برای باختن
جانی برای فداکردن
و نگاهی که دل را هر بار بلرزاند
تو دوست داشتنی ترین
نسخه ای هستی که میشود پیچید
به دست و پای زندگی من
که هی قد بکشی تو لحظه هایم
و حالم را خوب تر کنی


عشق؛
یک فنجان چایِ قند پهلوست!
آخ که اگر به موقع هوس کنی چقدر میچَسبد..!

دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد
بر یکی سنگین دل نامهربان چون خویشتن
تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی
چون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من



نمی دونی تو این روزا چقدر از زندگی سیرم
دارم می میرم از اینکه تو رفتی و نمی میرم
نمی دونی تو این روزا چقدر یاد تو می افتم
ته دنیام نزدیکه نگاه کن کی بهت گفتم
کجا باید برم بی تو، تویی که قدّ ِ دنیامی
که هر جایی رو می بینم نبینم پیش چشمامی
برم هر جای این دنیا شبم با بغض دمسازه
آخه هر جا یه چیزی هست منُ یاد تو بندازه
نمی دونم تو این برزخ کی از این درد می میرم
نمی دونم چرا یک شب فراموشی نمی گیرم
منُ اینجا بکُش وقتی قراره تازه رویا شی
اگه تا آخر دنیا قراره تو دلم باشی….

به دنبال توام
در جستجوی خودم
در چشمان نافذ تو …
صدای قدم های خسته ام
در خیابان
زیر باران
زیر باران
به دنبال تو

