می رفت

حرفهای عاشقانه

گفته بودی جای او می آید...

۶,۳۲۳ بازديد

گفته بودی جای او می آید و آرام باش
جاى او شاید،ولیکن مثل او محبوب نیست

دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت


هوا سرد است

۶,۳۳۶ بازديد
هوا سرد است
من از عشق لبریزم
چنان گرمم
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است
هوا سرد است اما من
به شور و شوق دلگرمم
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟
تو را هر شب درون خواب می‌بینم…
تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم
و وقتی از میان کوچه می‌آیی
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم
به خود آرام می‌گویم:
دوباره خواب می‌بینم!
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد
بیا…
من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم


ای کاش دو نفر بودیم

۶,۴۵۱ بازديد
ای کاش دو نفر بودم
یکی کنار تو
راه می‌ رفت و لبخند می زد،
آن یکی
دورتر می‌ایستاد
نگاه مان می‌کرد و
از ذوقش جیغ می‌ کشید …


صبح و غزل امید...

۶,۶۷۵ بازديد
صبح و غزل امید، من باشم و تو
بر بام جهان اسیر، من باشم و تو
لی لی به روی ساحل دریا می رفت
آن دخترک سپید، من باشم و تو
ای کاش سپیده ای بیاید از راه
دریا و هم آغوشی و من باشم و تو

چنان دل بسته ام کردی..

۶,۶۳۹ بازديد

چنان دل بسته ام کردی
که با چشم خودم دیدم

خودم میرفتم اما
سایه ام با من نمی آمد