خود

حرفهای عاشقانه

برق چشمان تو..

۶,۵۲۵ بازديد
برقِ چشمانِ تو
کورم کرد
که جز خودت…❤️
هیچکس را نبینم !


دیدن عکست تمام...

۶,۳۸۰ بازديد
دیدن عکست تمام سهم من است
از “تو ”
آن را هم جیره بندی کرده ام
تا مبادا
توقعش زیاد شود!
دل است دیگر . . .
ممکن است فردا خودت را از من بخواهد!


روزی...

۶,۳۹۰ بازديد

روزی

جایی

دقیقه ای

خودت را باز خواهی یافت

و آن وقت

یا لبخند خواهی زد

یا اشک خواهی ریخت…


در خیالات خودم...

۶,۴۱۲ بازديد
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست
می نشینی روبرویم، خستگی در می کنی
چای می ریزم برایت، توی فنجانی که نیست
باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است
باز می خندم که خیلی، گرچه می دانی که نیست
شعر می خوانم برایت، واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم ، توی گلدانی که نیست
چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری ، بین دستانی که نیست
وقت رفتن می شود، با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم، در ایوانی که نیست
می روی و خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم، با یاد مهمانی که نیست


به دنبال توام

۶,۶۵۷ بازديد

به دنبال توام

در جستجوی خودم

در چشمان نافذ تو …

صدای قدم های خسته ام

در خیابان

زیر باران

زیر باران

به دنبال تو

جمعه که خیس باشد..

۶,۷۰۳ بازديد

جمعه که خیس باشد،

دل آدم

برای هزار و یک نفر می گیرد

آن هزار نفر را می شود کاری کرد

آن یک نفر اما!

کار خودش را می کند…



من ؟

۶,۹۶۳ بازديد
من

از اقبال خودم نالم

که دستی بی نمک دارم