جمعه ۰۸ شهریور ۹۸ | ۱۷:۰۹ ۶,۳۲۹ بازديد
کاش میشد به جای فصل امتحانات
فصل آغوش یار را هم داشتیم…
آنوقت خرداد
شهریور
دی
همه را مردود میشدم
و تا ابد حبس در آغوشت میشدم…

کاش میشد به جای فصل امتحانات
فصل آغوش یار را هم داشتیم…
آنوقت خرداد
شهریور
دی
همه را مردود میشدم
و تا ابد حبس در آغوشت میشدم…

دلتنگی من
برای تــو تمام شدنی نیست؛
من یک وقتهایی دلتنگم،
اڪثر وقتها دلتنگتر




روزی
جایی
دقیقه ای
خودت را باز خواهی یافت
و آن وقت
یا لبخند خواهی زد
یا اشک خواهی ریخت…


بعضی وقتها...
بعضی وقتها..دِلم می خواهد
خودمان را بزنیم
به علی چپِ کوچه ها
و بعد٬یک هو
ببینم که
از خیابان اصلی
سر در اورده یم
یک ماشین دربست
بگیریم
و برویم ته دنیا
با هم
بنشینیم
لبه پرتگاهش
وهی پاهایمان را تکان بدهیم٬
تخمه بشکنیم و بلند بخندیم

تا وقتی تو هستی که دستانم را بگیری
آرزو می کنم هر روز زمین بخورم !
کاش تابستان ها هم برفی بود

