راه

حرفهای عاشقانه

این سنگ خدایان که تبر می شکنند

۶,۷۴۷ بازديد
این سنگ خدایان که تبر می شکنند
روزی که بیایی از کمر می شکنند
بردار تبر را و بزن ابراهیم!
بت های بزرگ زودتر می شکنند


خاطره...

۶,۹۲۷ بازديد
خاطره
یک پیراهن خالیست
که اندازه‌ی هیچ‌کس نمی‌شود !
باید آویزانش کرد در باد
و با رقصش پیر شد…


حکایت باران بی امان است

۶,۸۶۴ بازديد
حکایت باران بی‌امان است
این گونه که من
دوستت می‌دارم
شوریده‌وار و پریشان باریدن
بر خزه‌ها و خیزاب‌ها
به بی‌راهه و راه‌ها تاختن
بی‌تاب، بی‌قرار
دریایی جُستن
و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن
و تو را به یاد آوردن
حکایت بارانی بی‌قرار است
این گونه که من دوستت می‌دارم


گرم یاد آوری یا نه..

۶,۸۰۸ بازديد
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم…


و من...

۶,۸۰۸ بازديد
و من
همه‌ی جهان را
در پیراهن گرم تو
خلاصه می‌کنم !


من از راهی دور...

۶,۸۱۹ بازديد

من از راهی دور

برای خواندنِ خواب های تو آمده‌ام،

من از راهی دور

برای گفتن از گریه های خویش

 

راهی نیست،

در دست افشانیِ حروف

باید به مراسمِ آسانِ اسمِ تو برگردم،

من به شنیدنِ اسمِ تو عادت دارم

 

من

مشقِ نانوشته ام به دستِ نی،

خواندن از خوابِ تو آموخته ام به راه

 

من

بارانِ بریده ام به وقتِ دی،

گفتن از گریه های تو آموخته ام به راه

 

به من بگو

در این برهوتِ بی خواب و طی،

مگر من چه کردهام

که شاعرتر از اندوهِ آدمی ام آفریده اند؟


راه که می روی ...

۷,۱۱۷ بازديد
راه که میروی ، عقب می مانم
نه برای اینکه نخواهم با تو همقدم باشم
میخواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم
میخواهم ردپایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد . . .
تو فقط برای منی !


با عشق تو

۷,۳۶۵ بازديد

با عشقِ تو راه را عوض خواهم کرد
این بختِ سیاه را عوض خواهم کرد
یک شب که ستاره و‌ زمین در خوابند
جای تو و ماه را عوض خواهم کرد

کجایی ای رفیق نیمه راهم

۷,۴۸۷ بازديد
کجایی ای رفیق نیمه راهم
که من در چاه شبهای سیاهم
نمی بخشد کسی جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم کز خدا هم