گرم

حرفهای عاشقانه

در شب کوچک من...

۶,۷۵۰ بازديد

در شب کوچک من؛

دلهره ویرانیست

گوش کن

وزشِ ظلمت را می شنوی؟

من غریبانه به این خوشبختی می‏ نگرم…


هوا سرد است

۶,۷۶۹ بازديد
هوا سرد است
من از عشق لبریزم
چنان گرمم
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است
هوا سرد است اما من
به شور و شوق دلگرمم
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟
تو را هر شب درون خواب می‌بینم…
تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم
و وقتی از میان کوچه می‌آیی
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم
به خود آرام می‌گویم:
دوباره خواب می‌بینم!
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد
بیا…
من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم


گرم یاد آوری یا نه..

۶,۸۰۸ بازديد
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم…


و من...

۶,۸۰۸ بازديد
و من
همه‌ی جهان را
در پیراهن گرم تو
خلاصه می‌کنم !


هر لحظه..

۷,۰۶۶ بازديد
هرلحظه سرگرم بودنت....
بانسیمی ازهزارباغ بهشتی ات
دراین آسمان صاف
این انگارواقعیتی ست
آمدنت رادوست دارم
ماندنت رابیشتر!
ای پیچک پیچیده درآغوش
باتوتمام من دیدنی ست


عشق من...

۷,۰۹۸ بازديد
عشق من
مهم نیست امروز چقدر سرد باشه
تو گرما بخش منی


آدم گاهی چه گرم می شود ...

۷,۱۳۲ بازديد

آدم گاهی چه گرم می‌شود

به یک ” هستـــــــــــــــــــــم ” ؛

به یک ” نتــــــــــــــــــــــــرس ” ،

به یک ” نـــــــــــــــــــــــوازش ” !

به یک ” آغـــــــــــــــــــــــوش” …