غم

حرفهای عاشقانه

ترسم که تو هم یار...

۴,۶۶۲ بازديد
ترسم که تو هم یار وفادار نباشی
عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی
من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم
تو از دل من هیچ خبردار نباشی


دعوت من بر تو آن شد..

۴,۵۴۶ بازديد

دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد
بر یکی سنگین دل نامهربان چون خویشتن

تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی
چون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من


در نگاهت..

۴,۶۱۵ بازديد

در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند

مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

من به آن محتاجم !

توی کافه...

۴,۵۷۸ بازديد
توی کافه...
اشک من...
شوق رقیبم   
بُهت تو
غم نخور من می روم بیرون...تو چایت را بنوش!


دیرگاهیست که تنها شده ام

۴,۶۵۵ بازديد

دیرگاهیست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام

دگر آئینه ز من با خبر است / که اسیر شب یلدا شده ام

من که بی تاب شقایق بودم / همدم سردی یخ ها شده ام

کاش چشمان مرا خاک کنید / تا نبینم که چه تنها شده ام . . .


ترسم که تو هم یار وفدار نباشی...

۴,۷۳۴ بازديد

ترسم که تو هم یار وفادار نباشی

عاشق کش و معشوق نگه دار نباشی

من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم

تو از دل من هیچ خبردار نباشی


با هر که به غیر...

۴,۸۸۶ بازديد

با هر که به غیر از غم‌تو‌فاصله دارم
با من بنشین با تو‌دلی یک دله دارم

 

سر می‌رود از دست همه ی حوصله ی من
یعنی که برای تو فقط حوصله دارم


گفته بودم...

۴,۸۸۹ بازديد

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی


من از عهد آدم تو را دوست دارم

۴,۸۹۸ بازديد

من از عهد آدم، تو را دوست دارم
از آغاز عالم، تو را دوست دارم

چه شب‌ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم‌نم، تو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی
من ای حس مبهم، تو را دوست دارم

سلامی صمیمی‌تر از غم ندیدم
به اندازه‌ی غم تو را دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد هم‌آواز با ما
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم

از غم جدا مشو

۵,۱۳۴ بازديد

«« از غم جدا مشو که غنا می دهد به دل »»                                     

                                      «« اما چه غم غمی که خدا می دهد به دل »»

«« گریان فرشته ایست که در سینه های تنگ »»                                     

                                      «« از اشک چشم نشو و نما می دهد به دل »»