درد دل

درد دل

حرفهای عاشقانه

دعوت من بر تو آن شد..

۶,۹۰۳ بازديد

دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد
بر یکی سنگین دل نامهربان چون خویشتن

تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشی
چون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من


دگر از درد تنهایی...

۷,۲۸۷ بازديد

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید
دگر تلخ است کامم، شربت دیدار می‌باید

ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح
نصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید

مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی
که می‌گفتم: علاج این دل بیمار می‌باید

بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش را
نمی‌بایست زنجیری، ولی این بار می‌باید


امشب تمام گذشته ام را ورق زدم...

۷,۳۸۴ بازديد
امشب تمام گذشته ام را ورق زدم
جز لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری
دلتنگی افسرده ، خاموشی ، سکوت
اشک ، سوختن چیزی نیافتم
نفرین به بودن وقتی با درد همراه است


متن ترانه دل من - محسن چاوشی

۷,۶۳۳ بازديد

قصد جفاها نکنی ،‌ ور بکنی با دل من

وا دل من وا دل من وا دل من وا دل من

قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من

وانگه از این خسته شود یا دل تو یا دل من

واله و شیدا دل من بی سر و بی پا دل من

وقت سحر ها دل من رفته به هرجا دل

مرده و زنده دل من گریه و خنده دل من

خواجه و بنده دل من از تو چو دریا دل من

درد دل من

۷,۸۵۶ بازديد
این دردها به درد دل من نمی خورند
این حرفها به درد سرودن نمی خورند
شیواست واژه های رخ و زلف و خط و خال
اما به شیوه ی غزل من نمی خورند
ما و دل و طنین تپیدن به بحر خون
این شعرها به بحر تتن تن نمی خورند
این ریشه های خشک که در خاک تیره اند
آب از زلال آبی روشن نمی خورند
غم می خورند شاعرکان مثل آب و نان
اما دریغ، جز غمِ خوردن نمی خورند!