چهارشنبه ۱۲ تیر ۹۸ | ۱۱:۰۶ ۴,۵۷۷ بازديد
تنها صداست که میماند
و امان از صدای او
که ابدی شد در گوش من…
و امان از صدای او
که ابدی شد در گوش من…

به دنبال توام
در جستجوی خودم
در چشمان نافذ تو …
صدای قدم های خسته ام
در خیابان
زیر باران
زیر باران
به دنبال تو
شراب تلخ بیاور که وقت شیداییست
که آنچه در سر من نیست بیم رسواییست
چه غم که خلق به حسن تو عیب میگیرند
همیشه زخم زبان خونبهای زیباییست
اگر خیال تماشاست در سرت بشتاب
که آبشارم و افتادنم تماشاییست
شباهت تو و من هر چه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل، تنهاییست
کنون اگرچه کویرم، هنوز در سر من
صدای پَر زدن مرغهای دریاییست
یادم باشد به سهراب بگویم :
عشق دیگر صدای تپش قلب ها نیستُ
صدای جیر جیر تخت هاست...