پنجشنبه ۲۵ آبان ۹۶ | ۲۱:۱۶ ۵,۶۵۳ بازديد
دگر از درد تنهایی، به جانم یار میباید
دگر تلخ است کامم، شربت دیدار میباید
ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح
نصیحت گوش کردن را دل هشیار میباید

مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی
که میگفتم: علاج این دل بیمار میباید
بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش را
نمیبایست زنجیری، ولی این بار میباید
دوست عزیز وبلاگ خوبی داری
به من هم سری بزن!
www.lookapp.farsiblog.com
سلام
من شما رو جزو دنبال کننده کردم شما هم منو جز دنبال کنندگان قرار بدین