یکشنبه ۱۲ خرداد ۹۸ | ۰۱:۴۶ ۴,۵۹۷ بازديد
قصه من تا ابد این گونه اغاز میشود
یکی بود
هنوزم هست
خدایـا همیشه باشه
یکی بود
هنوزم هست
خدایـا همیشه باشه

خبرت هست که دلتنگ نگاهت شده ام
بی قرار تو و چشمان خمارت شده ام
خبرت هست دلم مست حضور تو شده
عاشق و شیفته ی زنگ صدایت شده ام
خبرت هست که باران بهارم شده ای
چون پرستوی مهاجر نگرانت شده ام
خط به خط زنده گی ام پر شده از بودن تو
خبرت نیست و شادم که فدایت شده ام
بهار
بی تو
نیامده رفت.
مجالِ زنده گی آیا
تا بهارِ دیگر هست؟