هزار

حرفهای عاشقانه

هزار و یک شب

۱۴۸ بازديد
هزار و یک شب
خیال بافتم
از تویی که یک شب
نداشتمت !


در کوی خرابات نگاری دیدم

۱۵۲ بازديد

در کوی خرابات نگاری دیدم
عشقش به هزار جان و دل بخریدم

بوئی ز سر دو زلف او بشنیدم
دست طمع از هر دو جهان ببریدم


هر لحظه..

۳۷۰ بازديد
هرلحظه سرگرم بودنت....
بانسیمی ازهزارباغ بهشتی ات
دراین آسمان صاف
این انگارواقعیتی ست
آمدنت رادوست دارم
ماندنت رابیشتر!
ای پیچک پیچیده درآغوش
باتوتمام من دیدنی ست


در کوی خرابات..

۳۹۱ بازديد

در کوی خرابات نگاری دیدم
عشقش به هزار جان و دل بخریدم

بوئی ز سر دو زلف او بشنیدم
دست طمع از هر دو جهان ببریدم

جمعه که خیس باشد..

۴۲۵ بازديد

جمعه که خیس باشد،

دل آدم

برای هزار و یک نفر می گیرد

آن هزار نفر را می شود کاری کرد

آن یک نفر اما!

کار خودش را می کند…