زمستان

حرفهای عاشقانه

هوا سرد است

۶۷ بازديد
هوا سرد است
من از عشق لبریزم
چنان گرمم
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است
هوا سرد است اما من
به شور و شوق دلگرمم
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟
تو را هر شب درون خواب می‌بینم…
تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم
و وقتی از میان کوچه می‌آیی
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم
به خود آرام می‌گویم:
دوباره خواب می‌بینم!
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد
بیا…
من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم


برخیز که می رود زمستان...

۳۹۰ بازديد

برخیز که می رود زمستان

بگشای در سرای بستان

نارنج و بنفشه بر طبق نه

منقل بگذار در شبستان

وین پرده بگوی تا به یک بار

زحمت ببرد زپیش ایوان

آواز دهل نهان نماند

در زیر گلیم عشق پنهان

بر خیز که باد صبح نوروز

در باغچه می کند گل افشان

خاموشی بلبلان مشتاق

در موسم گل ندارد امکان

عشق یعنی..

۴۰۸ بازديد

عشق یعنی آن نخستین حرفها

عشق یعنی در میان برفها

عشق یعنی یاد آن روز نخست

عشق یعنی هر چه در آن یاد توست


به شقایق سوگند که تو بر خواهی گشت ،

من به این معجزه ایمان دارم ،

منتظر باید بود تا زمستان برود ،

غنچه ها گل بکنند


پیش رویم چهره...

۳۹۶ بازديد

پیش رویم چهره تلخ زمستان جوانی

پشت سر، آشوب تابستان عشقی ناگهانی

سینه ام منزلگه اندوه و درد و بد گمانی،

کاش چون پاییز بودم…


دارد برف میبارد..

۴۰۶ بازديد

دارد برف میبارد

و همه خوشحالند و من غمگین…

دارد رد پاهایت را می پوشاند برف…!


گل یخ زمستان تو هستم.

۴۱۶ بازديد

گل یخ زمستان تو هستم

اسیر ناز چشمان تو هستم

مرا پرپر مکن ای جانم ای دوست

که من مشتاق دیدار تو هست


دارد برف می اید...

۴۱۲ بازديد
دارد برف می آید
در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد
تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند


زمستان....

۴۳۷ بازديد
زمستان راباور نکن…!!!
هوابی تو سردتر از این حرفاست…


پروردگارا..

۵۰۷ بازديد
پروردگارا :آرامش را همچون دانه های برف
آرام و بی صدا
بر سرزمین قلب کسانی که برایم عزیزند ببار


تا وقتی تو هستی...

۴۳۶ بازديد

تا وقتی تو هستی که دستانم را بگیری

آرزو می کنم هر روز زمین بخورم !

کاش تابستان ها هم برفی بود