متن شعر بوی عیدی بوی توپ

۸۲۳ بازديد

بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذ رنگی،

بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،

بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،

با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

شادی شکستن قلک پول،


وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد،

بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،

با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا،

شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور،

برق کفش جف‌شده تو گنجه‌ها،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،

با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

عشق یک ستاره ساختن با دولک،

ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،

بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،

با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

بوی باغ‌چه، بوی حوض، عطر خوب نذری،

شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن،

توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،

با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.