تو

حرفهای عاشقانه

وقتی تو نیستی

۲۳ بازديد
وقتی تو نیستی ...
شادی کلام نامفهومی ست !
و " دوستت می‌دارم " رازی‌ ست
که در میان حنجره‌ ام دق می‌کند
و من چگونه بی‌ تو نگیرد دلم ؟
اینجا که ساعت وآیینه و هوا ... به تو معتادند


ناز تو ....

۱۵۶ بازديد
 ناز تو و نیاز تو ، شد همه دلپذیر من
ناز تو دلپذیر شد ، هستی نا گزیر من

جز تو هوس نمی کند ، گویه ی کس نمی کند
دم ز تو می زند همین ، خوی بهانه گیر من

اینک و آنکم دگر ، از تو شده است بارور
آه که بی تو شد هدر ، پار من و پریر من

ای به منِ گرفته خو ! بی تو به کار جست و جو
خود نرود به هیچ سو ، دست و دل اسیر من

به هر چمن رسیده ام ، از تو نشان ندیده ام
تو در کجا شکفته ای ، ای گل بی نظیر من ؟

من همه با تو راستم ، چشم تو گفت و خواستم
خواستی و جسور شد ، خواهش سربه زیر من

چشم گلاب خانه ات ، مشک رها به شانه ات
نافه ی آهوانت ، قافله ی عبیر من

به هر کجا می گذرم ، به هرکسی می نگرم
عکس تو قاب می کند ، آینه ی ضمیر من

کوکبیان چشم تو ، طاق هزار کوکبند
باغ معلق شب اند ، خم شده بر کویر من

عشق تو بود و شعر ما : یک وطن و دو پادشا
گفتم شان که از شما ، تا که بود ، امیر من ؟

پاسخ من از آن میان ، عشق تو داد و گفت : هان 
سینه ی تو سریر او ، سینه ی او ، سریر من ..



هر لحظه بدون تو...

۲۱۰ بازديد
‌ هر لحظه بدون تو نفس، مفت گرانست
این حالت بی حوصلگی شاهد آنست 

همدم شده ام با در و با سایه ی دیوار
این بغض گلوگیر من از فصل خزانست

برگرد که در باغ دو چشم تو بچینم
آن راز که بر گوشه ی لبهات نهانست

در عمر من در به در عاصی مجنون
هر سوی بیابان جنون از تو نشانست

هرشب من وآغوش تو و خواب سحرگاه
آغوش تو آرام ترین جای جهان است

هرشب من وتعبیر همان خواب شب پیش
یک لحظه بدون تو نفس، مفت گرانست

دیوانگی و عشق و جنون و همه با هم
گرد آمده در این دل و بر روی زبانست

من یاد توام لحظه به لحظه همه عمرم
این سوز عیان را چه نیازی به بیانست

تو را هیچ گاه ....

۲۱۸ بازديد
تو را هیچ گاه آرزو نخواهم کرد !
تو را لحظه ای خواهم پذیرفت که خودت بیایی
نه با آرزوی من …


با عشق تو

۲۲۴ بازديد

با عشقِ تو راه را عوض خواهم کرد
این بختِ سیاه را عوض خواهم کرد
یک شب که ستاره و‌ زمین در خوابند
جای تو و ماه را عوض خواهم کرد

به تو وابسته ام

۲۳۶ بازديد

به تو وابسته ام ، مانند سربازی به سربندش

تو معروفی به دل بردن ، مونالیزا به لبخندش

چه حالی داشتم با رفتنت ، سربسته می گویم

شبیه حال مردی ، لحظه ی اعدام فرزندش . . .

اغوش تو

۴۶۲ بازديد
آغوش تو تخفیف عمر من است
دچارت که باشم ….
هر شب سالی نوری است،
میان کهکشان راه شیری بوسه هایت…

با تو بودن

۲۳۳ بازديد
با تو  بودن  بخدا  حس  قشنگیست  نرو 
با تو  شبهای  سیاهم  همه  رنگیست  نرو 
تازه  دل داشت  خودش  را بتو  عادت  میـداد
بین  دستِ  من  و  تو  مَعبر  تنگیست  نـرو 
مطمئنم  بِرَوی  سقفِ  دلم  می ریــــزد 
راست  می گویمت  این  خانه  کلنـگیست نرو
جای  من  نیستی  و از  دل  من  بی  خبری 
این  خدا  حافظ  تو  نیز  تفنگیست  نرو 
مانده ام  تا  چه  بگویم  که  بمانی  نَرَوی


شباهت من و تو

۲۳۷ بازديد
شباهت تو و من هر چه بود ثابت کرد

که فصل مشترک عشق و عقل، تنهایی‌ست


تا عهد تو ....

۲۳۶ بازديد

تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم

بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان ها