بهار

حرفهای عاشقانه

بهار آمد

۶ بازديد

بهــــار آمده اما هــوا هــوای تو نیست

مرا ببخش اگر این غزل برای تو نیست

بـــه شوق شــال و کلاه تـــو برف می آمد…

و سال هاست از این کوچه رد پای تو نیست

نسیم با هوس رخت های روی طناب

به رقص آمده و دامن رهای تـو نیست

کنــــار این همه مهمــــان چقـــــدر تنهایـــم!؟

میان این همه ناخوانده،کفش های تو نیست

بــــه دل نگیر اگـــر این روزهـــا کمی دو دلــــم

دلی کلافه که جای تو هست و جای تو نیست

به شیشه می خورد انگشت های باران …آه…

شبیه در زدن تــــو…ولـــــی صدای تـــو نیست

تــــو نیستی دل این چتــــر ،  وا نخــــواهد شد

غمی ست باران…وقتی هوا هوای تو نیست…!

بهار....

۱۷ بازديد

بهار را گذاشته ام

پشت چین های دامنت

تو بیایی چای دارچین که هیچ

چای بهار نارنج هم آماده است

گفته بودم به معجزه ی عشق ایمان بیاور

من با همین چای و همین تو

یک دنیا را عاشق میکنم …

بهار..

۲۱ بازديد

بهار؛

می تواند نام تو باشد 

وقتی

که در همهمه یِ سبزِ دلم

دوستت دارم هایت 

شکوفه می زنند.

مژده ای دل...

۳۱ بازديد

مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است

خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است

به تو ای باد صبا می دهمت پیغامی

این پیامی است که از دوست به یار آمده است

شاد باشید دراین عید ودر این سال جدید

آرزویی است که از دوست به یار آمده است


بهار...

۲۹ بازديد

بهار

بی تو

نیامده رفت.

مجالِ زنده گی آیا

تا بهارِ دیگر هست؟


دارد برف می اید...

۴۹ بازديد
دارد برف می آید
در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد
تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند


بهار یعنی ...

۳۳۹ بازديد

بهار یعنی

جای بوسه‌های مردی

که تو باشی

روی گونه‌های زنی

که من باشم

شکوفه بدهد!

امدن تو

۳۶۱ بازديد

آمدن مگر چطور می‌تواند باشد؟

غیر از این است که عطرت بپیچد و

من هزار بهار را

شاخه به شاخه

به پای آمدنت

شکوفه دهم…