برف

حرفهای عاشقانه

سه شنبه ۰۶ فروردین ۹۸

عشق یعنی..

۳۵ بازديد

عشق یعنی آن نخستین حرفها

عشق یعنی در میان برفها

عشق یعنی یاد آن روز نخست

عشق یعنی هر چه در آن یاد توست


به شقایق سوگند که تو بر خواهی گشت ،

من به این معجزه ایمان دارم ،

منتظر باید بود تا زمستان برود ،

غنچه ها گل بکنند


دارد برف میبارد..

۳۹ بازديد

دارد برف میبارد

و همه خوشحالند و من غمگین…

دارد رد پاهایت را می پوشاند برف…!


گل یخ زمستان تو هستم.

۴۹ بازديد

گل یخ زمستان تو هستم

اسیر ناز چشمان تو هستم

مرا پرپر مکن ای جانم ای دوست

که من مشتاق دیدار تو هست


دارد برف می اید...

۳۹ بازديد
دارد برف می آید
در گوش دانه های برف نام تو را زمزمه خواهم کرد
تا برف زمستانی از شوق حضورت بهار را لمس کند


زمستان....

۵۷ بازديد
زمستان راباور نکن…!!!
هوابی تو سردتر از این حرفاست…


پروردگارا..

۶۰ بازديد
پروردگارا :آرامش را همچون دانه های برف
آرام و بی صدا
بر سرزمین قلب کسانی که برایم عزیزند ببار


پاییز نفس میزند...

۵۹ بازديد

پاییز نفس نفس میزند

پشت پنجره ایستاده ام

و بی خیال چای می نوشم

پاییز هق هق میکند

چشم میبندم و فال حافظ میگیرم

پاییز نارنجی تر از همیشه

نگاهش رنگ التماس میدهد

.برای یک دقیقه بیشتر ماندن دست به دامان یلدا شده

و من به زمستان فکر میکنم و لذت برف هایش …

پاییز دارد تمام میشود و من بی رحم شده ام

سرد..بی تفاوت. .شبیه تو. .شبیه زمستان


شعر عاشقانه برف میبارد

۳۴۵ بازديد

برف میبارد و من چشم به راهت هستم 
درپی آتشی از برق نگاهت هستم 

قهوه و چایی و نسکافه مرا گرم نکرد
چون به دنبال همان شال سیاهت هستم

شب و تنهایی و سیگار ولی فندک نیست 
من فقط منتظر شعله ی آهت هستم 

میکشم نقش تورا با قلم خاطره ها 
چون که تصویرگر صورت ماهت هستم 

بغض و فریاد شدم بازمرا نشنیدی
مثل یک گمشده ای در ته چاهت هستم 

عازم دورترین نقطه ی دنیا که شوی
باهمه فاصله ها پشت و پناهت هستم