حرف های ناگفته من

حرفهای عاشقانه

چشمای خسته من

۳۰۴ بازديد
چشمه ی چشمای تو دریای اب
چشمای خسته من دنبال خواب
با خیال تو شبا چشم من خواب نمیره
برق اون چشمای مست دیگه از یاد نمیره


شبی است که لیلة البراتش خوانند

۲۸۴ بازديد
شبی است که «لیلة البراتش» خوانند:

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی

آن شب قدر که این تازه براتم دادند


کجایی ای رفیق نیمه راهم

۲۵۹ بازديد
کجایی ای رفیق نیمه راهم
که من در چاه شبهای سیاهم
نمی بخشد کسی جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم کز خدا هم


اغوش تو

۶۸۷ بازديد
آغوش تو تخفیف عمر من است
دچارت که باشم ….
هر شب سالی نوری است،
میان کهکشان راه شیری بوسه هایت…

با تو بودن

۲۵۶ بازديد
با تو  بودن  بخدا  حس  قشنگیست  نرو 
با تو  شبهای  سیاهم  همه  رنگیست  نرو 
تازه  دل داشت  خودش  را بتو  عادت  میـداد
بین  دستِ  من  و  تو  مَعبر  تنگیست  نـرو 
مطمئنم  بِرَوی  سقفِ  دلم  می ریــــزد 
راست  می گویمت  این  خانه  کلنـگیست نرو
جای  من  نیستی  و از  دل  من  بی  خبری 
این  خدا  حافظ  تو  نیز  تفنگیست  نرو 
مانده ام  تا  چه  بگویم  که  بمانی  نَرَوی


شباهت من و تو

۲۶۳ بازديد
شباهت تو و من هر چه بود ثابت کرد

که فصل مشترک عشق و عقل، تنهایی‌ست


عشق دیگر صدای تپش....

۲۴۹ بازديد

یادم باشد به سهراب بگویم :

 

عشق دیگر صدای تپش قلب ها نیستُ

 

 صدای جیر جیر تخت هاست...

 

ولادت منجی عالم بشریت مبارک

۲۶۴ بازديد
ولادت منجی عالم بشریت مبارک باد؛ به امید روزی که شاهد این تیترها باشیم:
منجی عالم بشریت، منتقم خون حسین و مجری عدالت، ظهور کرد
جهان و افکار عمومی در حیرت به سر می‌برند و همه منتظر سخنرانی امام هستند
یاران حسین، پرچم‌های سیاه را برافرازید و امام زمان‌تان را یاری دهید، او آمد
حضرت مسیح (ع) به یاران حضرت مهدی (عج) پیوست
پیش بسوی نماز جمعه به امامت مهدی فاطمه
عالمیان بانگ انا المهدی را از مکه شنیدند


ما زیاران چشم یاری داشتیم

۴۰۸ بازديد
ما زیاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
تا درخت دوستی کی بر دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
گفت و گو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم
شیوه چشمت فریب جنگ داشت
ما خطا کردیم و صلح انگاشتیم…


بگذار سر به سینه ......

۴۰۳ بازديد
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست ؟ عشق کدام است ؟ غم کجاست ؟
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست