حرف های ناگفته من

حرفهای عاشقانه

چهارشنبه ۰۷ فروردین ۹۸

بنام دو گل بهشت

۲۴ بازديد
بنام دوگل بهشت
یکی عشق و دیگری سرنوشت
به قلم گفتم بنویس ؟ هرچه دلش خواست نوشت
مارا خاک پای دوست ، دوست را تاج سر ما نوشت . . .


زندگی همینه...

۲۶ بازديد
زندگی همینه :
انتظار یه آغوش بی منت
یه بوسه بی عادت
یه دوستت دارم بی علت
باور کن زندگی همین دوست داشتنهای ساده س . . .


با هر که به غیر...

۲۰ بازديد

با هر که به غیر از غم‌تو‌فاصله دارم
با من بنشین با تو‌دلی یک دله دارم

 

سر می‌رود از دست همه ی حوصله ی من
یعنی که برای تو فقط حوصله دارم


ای روی خوب...

۲۰ بازديد
ای روی خوب تو سبب زندگانی‌ام
یک روزه وصل تو طرب جاودانی‌ام

جز با جمال تو نبود شادمانی‌ام
جز با وصال تو نبود کامرانی‌ام

بی‌یاد روی خوب تو ار یک نفس زنم
محسوب نیست آن نفس از زندگانی‌ام

دردی نهانیست مرا از فراق تو
ای شادی تو آفت درد نهانی‌ام


بعضی وقتها؟؟

۲۵ بازديد

بعضی وقتها...

بعضی وقتها..دِلم می خواهد

خودمان را بزنیم

به علی چپِ کوچه ها

و بعد٬یک هو

ببینم که

از خیابان اصلی

سر در اورده یم

یک ماشین دربست

بگیریم

و برویم ته دنیا

با هم

بنشینیم

لبه پرتگاهش

وهی پاهایمان را تکان بدهیم٬

تخمه بشکنیم و بلند بخندیم

با تو دنیا بهشت می باشد..

۲۱ بازديد
با تو دنیا بهشت می باشد بی تو اما بهشت بی رنگ است 

با تو اسبم به تگ همی تازد بی تو همچون الاغکی لنگ است 

با تو در کلبه ای شهنشاه ام بی تو کاخم چو دخمه ای تنگ است 

با تو سنگم به کف چو زر باشد بی تو صد کان زر کمی سنگ است 



احساست را نفس میکشم

۲۳ بازديد

❤️ احساست را نفس میڪشم
نگاهت رامیخوانم
قلبت رامینوازم

صدایت رامیبوسم
سڪوتت رامیشنوم

ازعاشقانـہ هایت براے خودم لباس میدوزم
دیوانـہ نیستم
فقط یڪ جورخاص ڪـہ ڪسے بلدنیست
“عاشقت هستم”❤️❤️❤️

مادر روز مبارک

۲۸ بازديد

آغوش تو ای مادر من بستر ناز است

لالایی شب هات مرا گلشن ساز است

رخسار و وجود تو مرا پیکر مهر است

هم قبله و هم کعبه و هم عشق و نیاز است . . .

مادر روزت مبارک

تا کی دل به در....

۱۸ بازديد
تا کی دل من چشم به در داشته باشد ؟
ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد
آن باد که آغشته به بوی نفس توست
از کوچه ما کاش گذر داشته باشد . . .


تو را گم می کنم....

۲۵ بازديد

تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
بدین سان خواب ها را با تو زیبا می کنم هر شب

مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب

چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
که این یخ کرده را از بی کسی، ها می کنم هر شب

دلم فریاد می خواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا می کنم هر شب

کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب