آرشیو مرداد ماه 1397

حرفهای عاشقانه

از غم جدا مشو

۱۶۰ بازديد

«« از غم جدا مشو که غنا می دهد به دل »»                                     

                                      «« اما چه غم غمی که خدا می دهد به دل »»

«« گریان فرشته ایست که در سینه های تنگ »»                                     

                                      «« از اشک چشم نشو و نما می دهد به دل »»



ناز تو ....

۱۵۶ بازديد
 ناز تو و نیاز تو ، شد همه دلپذیر من
ناز تو دلپذیر شد ، هستی نا گزیر من

جز تو هوس نمی کند ، گویه ی کس نمی کند
دم ز تو می زند همین ، خوی بهانه گیر من

اینک و آنکم دگر ، از تو شده است بارور
آه که بی تو شد هدر ، پار من و پریر من

ای به منِ گرفته خو ! بی تو به کار جست و جو
خود نرود به هیچ سو ، دست و دل اسیر من

به هر چمن رسیده ام ، از تو نشان ندیده ام
تو در کجا شکفته ای ، ای گل بی نظیر من ؟

من همه با تو راستم ، چشم تو گفت و خواستم
خواستی و جسور شد ، خواهش سربه زیر من

چشم گلاب خانه ات ، مشک رها به شانه ات
نافه ی آهوانت ، قافله ی عبیر من

به هر کجا می گذرم ، به هرکسی می نگرم
عکس تو قاب می کند ، آینه ی ضمیر من

کوکبیان چشم تو ، طاق هزار کوکبند
باغ معلق شب اند ، خم شده بر کویر من

عشق تو بود و شعر ما : یک وطن و دو پادشا
گفتم شان که از شما ، تا که بود ، امیر من ؟

پاسخ من از آن میان ، عشق تو داد و گفت : هان 
سینه ی تو سریر او ، سینه ی او ، سریر من ..



تا کی دل من...

۱۵۸ بازديد
تا کی دل من چشم به در داشته باشد ؟
ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد
آن باد که آغشته به بوی نفس توست
از کوچه ما کاش گذر داشته باشد . . .


خواهم که راز عشقت

۱۶۹ بازديد
خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران
صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد


من ؟

۲۱۰ بازديد
من

از اقبال خودم نالم

که دستی بی نمک دارم


دلی دارم...

۱۸۳ بازديد

دلی دارم ز جنس سنگ و شیشه

چنان مهرت به جانم کرده ریشه

که در شش گوشه ی قلبم نوشته

عزیزم ، دوستت دارم همیشه . .

زن اگر نبود

۲۱۷ بازديد

زن اگر نبود ...


بوسه ها سرگردان می شدند


و شاعران درمانده ...