درد تنهایی

حرفهای عاشقانه

درد تنهایی

۴۲۶ بازديد

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌باید

دگر تلخ است کامم، شربت دیدار می‌باید

ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح

نصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید



مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی

که می‌گفتم: علاج این دل بیمار می‌باید

بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش را

نمی‌بایست زنجیری، ولی این بار می‌باید

دوست عزیز وبلاگ خوبی داری wink

به من هم سری بزن!

www.lookapp.farsiblog.com

پاسخ مدير:
یکشنبه ۲۸ آبان ۹۶, ۱۱:۰۲

سلام

من شما رو جزو دنبال کننده کردم شما هم منو جز دنبال کنندگان قرار بدین

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.