حرف های ناگفته من

حرفهای عاشقانه

عشق من حسین

۱۰ بازديد
آن ساعتی خوش است که مستانه بگذرد
یعنی به زیر مِنّت پیمانه بگذرد
روزیِ ما به دست کریمان آشناست
کفر است پای سفره ی بیگانه بگذرد
سوگند می خوریم که ما گنج می شویم
یک شب اگر که شاه ز ویرانه بگذرد
خدمتگذار اهل خرابات اگر شدی
ایام نوکری تو شاهانه بگذرد
ما عقل خویش را سر عشق تو باختیم
بگذار عمرمان همه دیوانه بگذرد
دور از نگاه کعبه تو را می کند طواف
کافی است از کنار تو پروانه بگذرد
این روزگار می گذرد خوب یا که بد
بهتر که عمر ما در این خانه بگذرد


مرد من ....

۲۳ بازديد

مرد ِ من..

گونه هــای زبر ِ مردانــــه ات را

بچسبان به گونه های ظریف ِ زنانـــه ام..

بیا لبخنــد بزنیـم…

می خواهم عکسـی بگیرم از این روز ها

از غم جدا مشو

۱۱۸ بازديد

«« از غم جدا مشو که غنا می دهد به دل »»                                     

                                      «« اما چه غم غمی که خدا می دهد به دل »»

«« گریان فرشته ایست که در سینه های تنگ »»                                     

                                      «« از اشک چشم نشو و نما می دهد به دل »»



ناز تو ....

۱۲۳ بازديد
 ناز تو و نیاز تو ، شد همه دلپذیر من
ناز تو دلپذیر شد ، هستی نا گزیر من

جز تو هوس نمی کند ، گویه ی کس نمی کند
دم ز تو می زند همین ، خوی بهانه گیر من

اینک و آنکم دگر ، از تو شده است بارور
آه که بی تو شد هدر ، پار من و پریر من

ای به منِ گرفته خو ! بی تو به کار جست و جو
خود نرود به هیچ سو ، دست و دل اسیر من

به هر چمن رسیده ام ، از تو نشان ندیده ام
تو در کجا شکفته ای ، ای گل بی نظیر من ؟

من همه با تو راستم ، چشم تو گفت و خواستم
خواستی و جسور شد ، خواهش سربه زیر من

چشم گلاب خانه ات ، مشک رها به شانه ات
نافه ی آهوانت ، قافله ی عبیر من

به هر کجا می گذرم ، به هرکسی می نگرم
عکس تو قاب می کند ، آینه ی ضمیر من

کوکبیان چشم تو ، طاق هزار کوکبند
باغ معلق شب اند ، خم شده بر کویر من

عشق تو بود و شعر ما : یک وطن و دو پادشا
گفتم شان که از شما ، تا که بود ، امیر من ؟

پاسخ من از آن میان ، عشق تو داد و گفت : هان 
سینه ی تو سریر او ، سینه ی او ، سریر من ..



تا کی دل من...

۱۲۵ بازديد
تا کی دل من چشم به در داشته باشد ؟
ای کاش کسی از تو خبر داشته باشد
آن باد که آغشته به بوی نفس توست
از کوچه ما کاش گذر داشته باشد . . .


خواهم که راز عشقت

۱۲۶ بازديد
خواهم که راز عشقت پنهان کنم ز یاران
صحرای آب و آتش پنهان چگونه باشد


من ؟

۱۶۱ بازديد
من

از اقبال خودم نالم

که دستی بی نمک دارم


دلی دارم...

۱۴۹ بازديد

دلی دارم ز جنس سنگ و شیشه

چنان مهرت به جانم کرده ریشه

که در شش گوشه ی قلبم نوشته

عزیزم ، دوستت دارم همیشه . .

زن اگر نبود

۱۶۰ بازديد

زن اگر نبود ...


بوسه ها سرگردان می شدند


و شاعران درمانده ...

بوسه یعنی ...

۱۵۲ بازديد

بوسه یعنی لذت دلدادگی / لذت از شب لذت از دیوانگی

بوسه آغازی برای ما شدن / لحظه ای با دلبری تنها شدن

بوسه آتش می زند بر جسم و جان / بوسه یعنی عشق من با من بمان